RSS اخبار خوسفRSS اخبار روستاها
کد خبر : 4862 ۲۱ تیر ۱۳۹۷ ساعت [ ۵:۱۱ ]
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

مقدمه ای بر یک نوستالژی

کراز را بشناسیم!

شاید برای بسیاری از خوانندگان این ماشین نقش یک ماشین باربر و یا یک ماشین حمل زندانیان گوانتانامو را داشته باشد. اما در روزگار پورشه و بنز، کراز برای دهه شصتی های روستای خوسف نقش مهم ترین و در دسترس ترین ماشین را ایفا می کرد. ماشینی که در آن دوران رنگ سبز لجنی داشت […]

شاید برای بسیاری از خوانندگان این ماشین نقش یک ماشین باربر و یا یک ماشین حمل زندانیان گوانتانامو را داشته باشد. اما در روزگار پورشه و بنز، کراز برای دهه شصتی های روستای خوسف نقش مهم ترین و در دسترس ترین ماشین را ایفا می کرد. ماشینی که در آن دوران رنگ سبز لجنی داشت (کزار کوچوکو) و یا اینکه به رنگ آبی کمرنگ متمایل به سفید.

کراز نامی است که اهالی روستا به این نوع از ماشین ها داده بودند. ماشینی که برای عبور از جاده های خاکی باید چند بار صلوات می فرستادیم و برای عبور از رودخانه و معبرها باید خدا خدا می کردیم. برخی از اهالی برای اینکه بتوانند روی صندلی های کراز بشینند باید از ساعت ها قبل تو کراز می نشستند تا بتوانند به خوسف برسند. اگرچه کراز ماشینی بود که از طرف سنگ آهن بافق و به صورت هفتگی به اهالی روستاها داده می شد اما سوال رایج اهالی در آخر هفته ها همین بود؟ ماشین دادن؟ راننده کیه؟

اگه سید حسن بود که خوش به حال آهنشهری ها می شد و اگر علی طلا (خدایش بیامرزد) بود خوش به حال راه آهنی ها و ایستگاهی ها!

اگر می توانستی جلو و کنار راننده بشینی شما یک فرد فوق لاکچری محسوب می شدی و کلاس آن مترادف با سوار شدن بر پورش بود! برخی از اهالی از خاطرات کراز سواری می گویند. از اینکه یک روز تا آستانه مرگ رفتن، از اینکه ترمز برید، جوش آورد، مجبور شدند هل بدهند. از اینکه تو گّدار (در پست های آتی در مورد آن حرف خواهیم زد) گیر می کرد و بالا نمی آمد. از اینکه برخی به علت شدت گرما و نبود تهویه گرمازده می شدند و یا اینکه ذوبی ها بر سر صندلی دعوا می کردند! چرا؟ توضیح خواهیم داد.

آنچه کراز را برای برخی متمایز می کرد یک “امتیاز” و برتری بود و اینکه بسیاری باور داشتند که کراز برای “ذوبی” هاست و “متفرقه” ها باید این امتیاز را برای آنها قائل شوند. ذوبی ها طوری به متفرقه ها نگاه می کردند که بنده به عنوان یک کودک هنوز هم برخی از آنها را به نام “متفرقه ها” می شناسم.

علی ای حال کزار یک نماد است. نماد محرومیت دهه شصتی ها، نماد سختی های زندگی در یک روستا، نماد کودکی بیساری از ما. شاید کودکان و جوانان امروز از صحبت ها و جملات ما چیزی متوجه نشوند آنها مسیر بافق تا خوسف را در کمتر از یک ساعت طی می کنند و ما در سه ساعت آن هم با کلی صلوات و دعا!

 

برچسب ها : , ,
ارسال دیدگاه

جدیدترین نوشته ها
آیین ها و سنن

نغمه های روستایی

موسیقی محلی نقشی پر رنگ در زندگی مردم خوسف، به خصوص قدیمی های روستا بازی می‌کرد؛ از جشن‌ها گرفته تا…